تبلیغات
رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه دل‏░خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل - یک هشدار رسانه ای....
چهارشنبه 12 تیر 1392

یک هشدار رسانه ای....

   نوشته شده توسط: احمد    

این چند سطر یک هشدار رسانه‌ای است برای دولتی که به خاطر نوع نگاهش، خیلی‌ها را به هوس انداخته است.
با وجودی که رئیس جمهور منتخب نشان داده که باهوش است و هوشمندانه اطرافش را رصد می‌کند اما جریان‌های رسانه‌ای نیز کارشان را خوب بلدند. این روزها هم به بهانه پایان دولت نهم و دهم و آغاز دولت یازدهم، چهره‌هایی آشنا در حوزه های مختلف با رسانه‌ها گفت وگو می‌کنند و گاه برای دولت آینده خط و نشان می‌کشند، گاه برایش ریل گذاری می‌کنند و گاه هم پیشنهاداتی مطرح می‌کنند.
در حوزه فرهنگ و هنر هم که اصولا مدیر کارآمد و دلسوز و فهیم زیاد نداریم، و مانند سایر حوزه‌ها - مدیری هم تربیت نکرده‌ایم - گفت وگوهای مذکور در چند شاخه قرار می‌گیرد:
1. برخی از همکاران رسانه‌ای که با آمار و ارقام تصویری از وضعیت گذشته و احتمالا شمایی از آینده فضای فرهنگی در بخش‌های مختلف و کلیدی همچون «کتاب، موسیقی، تئاتر، سینما و...» را برای منتخب ملت و یا مشاوران و اطرفیان او ترسیم می‌کنند؛ این گروه سودمندترین و کم‌خطرترین افراد مد نظر این یادداشت هستند.(اغلب چون نام و نشانی از آنها در گزارش‌ها و خبرها و نقدها نیست، شائبه «نوشتن برای پست گرفتن» این افراد خیلی پایین است.)
2. افراد بی غرض و دلسوزی که شغل و جایگاه اجتماعی خود را دارند و کارشان کارشناسی مسائل فرهنگی است. اظهاراتشان هم بر اساس دریافت های میدانی و دانش فردی و تجربیات کاری‌شان است. این گروه هم خطر زیادی ندارند مگر اینکه در ترسیم گذشته و آینده با دید حزبی(طرفدار یا مخالف) به اظهار نظر بپردازند و اصطلاحا صفر و صدی تحلیل و یا کارشناسی کنند.
3. این دسته از افراد که باید از خطر آنها بیم داشت و به رئیس جمهور منتخب و باهوش کشورمان نیز هشدار دارد، مدیران فرهنگی - هنری هستند که در دولت هفتم و هشتم حضور داشته‌اند؛ ...آنها حالا و با تابلوی «تغییر» و البته تعویض پرچم مدیریتی خودشان، در مسیر باد قرار گرفته‌اند. اصطلاحا بوی کباب شنیده‌اند! دلسوز تر از مادر شده‌اند و طوری سخن می گویند انگار در آن سال ها اصلا در ایران نبوده‌‌اند! چه برسد به اینکه چند سالی مدیر هم بوده‌اند و خودشان دستی بر آتش داشته‌اند. این اشخاص از هر طریقی (جمع آوری امضاء و سوء استفاده از چهره‌های پیشکسوت و مطرح و...) دورخیز بلندی برای پست‌های فرهنگی و هنری که دست بر قضا گزینه‌های زیادی برای پرشدنشان نیست، کرده‌اند.
*
خلاصه اینکه مشاوران رییس جمهور منتخب ملت بهتر است بیشتر مراقب جریان‌های رسانه‌ای این روزها باشند که خطر باز شدن در اتوبوس کابینه و پریدن روی رکاب، همواره در همه دولت‌ها وجود داشته! و در روزگار فعلی، برخی رسانه‌ها برای موجه و نا موجه جلوه دادن اشخاص، کم نمی‌گذارند! دولت تدبیر و امید می‌تواند برای نخستین بار در دام بازی رسانه‌ای «تحمیل مدیران به کابینه» نیفتد و فضا را با سعی و خطا پیش نبرد.
وضعیت امروز فرهنگ و هنر ما، بویژه در حوزه‌هایی مانند تئاتر و سینما که در دو سه سال اخیر شیب تندی را در سرمایه‌گذاری هدفمند و کشف استعداد و جذب مخاطب داشته، محصول عملکرد همین مدیرانی است که این روزها زیاد در رسانه‌ها دیده و شنیده می‌شوند، مدیرانی که گویا باور دارند می‌شود «گذشته» را پاک کرد!
همین اتفاق را باید در حوزه ورزش و جوانان نیز تطبیق داد؛ جایی که «جوانان» اصلا جایی ندارند و ورزش هم در «فوتبال» خلاصه می‌شود. حالا کشتی و وزنه برداری و والیبال هم تا حدودی مورد توجه است اما نه توجهی عمیق و با برنامه. همه دغدغه نسل ما این است که دولت جدید مراقب گلوگاه?های مورد علاقه و پرتراکم نسل جوان باشد؛ حوزه فرهنگ و هنر به واسطه ذات جذاب و پرکششی که دارد و مباحث مربوط به ورزش و جوانان که همیشه جزء اولویت?های اول نامزدها در قبل از هر انتخاباتی بوده و بعد از انتخابات تقریبا فراموش شده و یا در حد وام خوداشتغالی و خرید لوازم منزل و جهیزیه و ...مانده است!