تبلیغات
رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه دل‏░خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل - مناجات نامه "حاج جواد احمد دوست بیست و هفتی داوری کیا"
چهارشنبه 28 تیر 1391

مناجات نامه "حاج جواد احمد دوست بیست و هفتی داوری کیا"

   نوشته شده توسط: احمد    

به مناسبت ماه مبارک رمضان:

گر نثار قدم یار گرامی نکنم                       گوهر جان به چه کار دگرم باز آید
**********
می گن با هر کی دوست بشی، شکل و فرم اونو می گیری....
 فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی، چه شکلی میشی؟
**********
عشق آن است که اگر تو در سفر باشی...
من نیز نمازم را شکسته بخوانم.
**********
خدایا، هنوز هم از بین کارهای دنیا...
"دل بستن به تو" بیشتر به دلم می چسبد.
**********
گناهم همین بود...
دست هایی که می شد به "سمت خدا" گرفت...
پیش خلق خدا دراز بود.
**********
کاش همیشه در کودکی می ماندیم...
تا به جای دلمان، سر زانوهامان زخم می شد.
**********
شغلش این بود، بیاید، عاشق کند...
تنها بگذارد و برود...
نمی دانم مأمور بود یا معذور...
**********
عجب نقاش ماهری است "دوری تو"...
بی دست دارد تمام موهایم را سپید می کند.