تبلیغات
رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه دل‏░خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل - أَنَا خَیرٌْ مِّنْه
دوشنبه 12 تیر 1391

أَنَا خَیرٌْ مِّنْه

   نوشته شده توسط: احمد    

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُك
 قَالَ أَنَا خَیرٌْ مِّنْه
اعراف/آیه 12
داستان ساده است، خدا به شیطان گفت:چه چیز باعث شد که سجده نکنی وقتی تو را امر کردم؟! شیطان گفت: من از او بهترم، همین! شیطان فقط گفت من از او بهترم! تازه، او این برتری را اعلام کرد و این یعنی تکبر! فکر کن اگر در درون با خود چنین گمان می کرد،چگونه طرد می شد؟! مگر نه اینکه گناه عجب از تکبر بیشتر است؟!
کمی گوشهایت را تیز کن، مولای ما، امیربیان، در سطور نهج البلاغه برایت زمزمه می کند: " پس از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد،عبرت گیرید...زیرا خداوند اعمال فراوان و کوشش های مدام او را با تکبر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نمی باشد که از سال های دنیا یا آخرت است. اما با ساعتی تکبر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟ نه!هرگز!
خداوند هیچ گاه انسانی را برای عملی وارد بهشت نمی کند که برای همان عمل فرشته ای را محروم سازد!
فرمان خدا در آسمان و زمین یکسان است، و بین خدا و خلق، دوستی خاصی وجود ندارد که به خاطر آن حرامی را که بر جهانیان اعلام فرموده حلال بدارد" خطبه 192
ای آدمها! داستان میان خود و خویشتن، هولاک تر از این حرف هاست، که اگر نبود، خدا با عظمتش میان آن  وساطت نمی کرد : " أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه"